کتاب ذهن ناخودآگاه ذهن فصل یازده 1 - تاریخ: 1405/6/3 ساعت: 19:27
وقتی با ایمان، اشتیاق و اطمینان دقیق به دنبال جواب سوالتان هستید و مصرانه پافشاری می کنید،ناخودآگاهتان در قالب حسی که در وجودتان شکل میگیرد یا گواهی که به دلتان می افتد یا گرایش و علاقه مندی خاصی که ناگهان به چیزی پیدا میکنید،راه درست را پپیش پایتان قرار می دهد.در واقع این مسیر در کمال آرامش و وضوح ...
کتاب ذهن ناخودآگاه ذهن فصل ده 1 - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 10:12
کتاب ذهن ناخودآگاه ذهن فصل ده 1 دیروز دو تا ورزش بود که یادم رفت بنویسمیکی اینکه وقتی روی صندلی نشستم گفت وزنه 250 گرمی رو گفت بگیر و دستت رو خم و باز کنوقتی میخواستم روی مبل برم گفت اول گردن ت رو بیار بالابخشی از کتاب:به محض اینکه از ذهن ناخودآگاه تان شناخت پیدا کنید،در درون خود در مورد مسیری که به...
حرم ۵ - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 5:53
ظهری ١٠ دقیقه مانده بود تا زمان ویلچری ها تموم بشهخادمه به من گفت میخوای بری حرم زودتر بروالان وقتش تموم میشهاین بار رفتم خادم هایی که ویلچرها رو راهی میکنندبه خانوم ها گیره روسری و به آقایون یه چیزی برای جا نماز دادتوی حرم موندم ولی توی مسجد گوهرشاد رفتمتوی شبستان نشستم پایینو نماز مغرب و عشام رو ر...
کتاب زندگی کن 5 - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 5:53
بعضی از آدمها باعث می شوند که به وجود فرشتگان باور داشته باشیم. شویناز پنج شنبه مریض شده بودم که حتی حال نداشتم ورزش کنمتازه امروز بعد از پنج روز کمی قلت زدمبه کاردرمان هم دیروز و شنبه پیام داده بودم که نیاد تا بقیه بچه ها هم مریض نشن، چون سرفه می کردمولی بهش پیام دادم که فردا بیاد نوشته شده در سه ش...
مرکز توانبخشی - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 5:53
امروز رفتیم مرکز توانبخشی برای قسمت فک و نایبه من چوب بستنی که اونجا بود داد و من همون کاری که همیشه انجام میدم انجام دادم و سه تا چوب بستنی رو گذاشتم روی هم و توی دهانم گذاشتمو بالا و پایین کردم، گفت این اشتباهه و این کار بیشتر باعث سفت تر شدن فکت میشه نه باز شدنشبخشی از کتاب زندگی کن:طعم مطبوع زند...
جغد - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 5:53
صبح قبل از اذان با سر و صدای جغد از خواب بیدار شدیمو جغده باعث شد همه ما نماز صبح مون رو اول وقت بخوانیمدیروز هم یادم رفت بنویسم که تونستم سَرَم رو 11 شماره بالا نگه دارمو کاردرمان گفت سرت رو میخوای بندازی پایین آروم بیار پایین و من هم آروم آوردم پایینمختصری از کتاب زندگی کن:حس و درکِ لحظه های زندگی...
عزاداری - تاریخ: 1403/5/2 ساعت: 12:17
خدا رو شکر امسال هم تونستم عزاداری خونه پدربزرگم که سابقه 200 ساله رو برم بیشترش رو تونستم با ویلچر برقی م برم
دندان پزشکی - تاریخ: 1403/3/27 ساعت: 16:57
ظهر رفتم دندان پزشکیسری قبل که رفته بودیم عکس گرفت از فکم تا توی دانشگاه ش بپرسه ببینند میتونن فک من رو باز کنندولی این بار رفتیم اول دندون های جلوم رو پر کرد، اون بار دید روی دندانم لکه، الان رفتم لک رو برداشتبعد خبر دانشگاه رو ازش گرفتم گفت خبرتون می کنم Adblock test (Why?)
آزمون استخدامی معلولین - تاریخ: 1403/3/20 ساعت: 18:23
امروز صبح رفتم آزمون دادم نوشته بود شروع آزمون ساعت 8:30 ولی 9 شروع شد از خودم راضی بودم ان شاء الله که قبول بشم
حرم - تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 18:25
دیشب و به امید خدا امروز نایب الزیاره دوستان در حرم حضرت معصومه س هستم
زبان - تاریخ: 1403/1/17 ساعت: 18:40
دیشب توی جلسه قرآنی مون یکی از دوستان میگفت تنها جایی که خدا دو تا فیلتر گذاشته برای زبانه 1 لب 2 دندان
آزمون استخدامی - تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 19:51
برای اولین بار برای ما معلولین هم آزمون اسخدامی گذاشتند و من هم تونستم نام نویسی کنم آزمون اردیبهشت ماه است
مشهد - تاریخ: 1402/11/10 ساعت: 18:43
بعد از دو سال امام رضا ما رو طلبید امشب حرم امام رضا نایب الزیاره دوستان بودم
جاده - تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 15:15
دیروز از قم به سمت شهرمون حرکت کردیمبرای اولین بار تهران رو راحت و بدون ترافیک رد کردیمولی من انتظار داشتم کمربندی ساری ترافیک باشه که اونجا هم برای اولین بار ترافیک نبودولی جاده سمت مخالف ما خیلی ترافیک بود Adblock test (Why?)
حرم حضرت معصومه - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 16:50
دیشب حرم حضرت معصومه نایب الزیاره دوستان بودم توی مسیر برگشت یه جا نذری نون پنیر چایی میدادند پس در نذری دادن سختگیری نکنید
طب - تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 16:50
دیروز بعد از حرم رفتیم دکتر قدیمی خودم که اینجا توی پیوندهای روزانه م به اسم بوعلی هست امروز هم طب سوزنی رفتم
دیروز - تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 16:40
دیروز با خودم گفتم چی شده که این قدر ضعیف شدمیادم اومد حدودا یه هفته است که کشمش و پسته و بادام که ضعف من رو میگرفت نخوردماز دیروز شیر خوردن و راه رفتن رو هم شروع کردم Adblock test (Why?)
کاردرمانی - تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 21:30
امروز کار درمانی رو شروع کردمتصمیم گرفتیم که این بار ادامه دار باشهاول بهم گفت که دستت رو بذار پشت گردنم، که این طوری چند قدم با کمک آقاهه راه رفتمو بعد ورزش هایی کردمدو هفته هم هست که دوچرخه رو شروع کردم Adblock test (Why?)
سر و صدا - تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 11:31
این مُحرم فهمیدم میشه توی سر و صدا خوابید
گربه - تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 4:34
سلام عزاداری هاتون قبول درگاه حق تعالیخونه پدر بزرگم حدوده هفتاد ساله که عزاداری برگزار میشهکه البته در کل قدمت 200 ساله دارهامروز یه بچه گربه بود که هی میرفت داخل ساختمانمیذاشتن ش از در خونه بیرون ولی باز دوباره میرفت،آخر گذاشتن ش روی دیوار که بیچاره جرات نمی کرد پایین بیادولی بعد از مراسم از دیوار...